تبلیغات
طنزینه - مطالب احوالات طنزینه

شعر طنز با حال
( نظرات ) |

چون کاسب کوچه کار می باید داشت

دربالش خود دلار می باید داشت

 تا خوش گذرد ،چو پادشاهان قدیم

صد خانه ،هزار یارمی باید داشت !

 

******************

 

افسوس که عمر جاودان رفت از کف

سرمایه ی شادی جهان رفت از کف

 دردا که جوانی ام چه بیهوده گذشت

دردادن قسط و صف نان رفت از کف !

 

******************

 

هرچند دلش زغصّه ها خون شدو رفت

صدبار ادراه رفت بیرون شد و رفت

 چون دید که افتاده گره درکارش

بادادن رشوه سخت ممنون شد و رفت !

 

******************

 

به بانک عشق تو دارم وثیقه
نگاهی کن براین حسن سلیقه
چو دانستم که فردا روز موزست
تو را تبریک گفتم ای عتیقه

 

******************

 

در زخم زبان ، فوق تخصص دارد

یکریز ، کنایه بر سرت می بارد

او جز خود احمقش ، کسی دیگر را

یک آدم ساده هم نمی پندارد

 

******************

 

انگار که از دماغ فیل افتاده است

یا از شکم کروکودیل افتاده است

اما ورم قوزک پایش گوید

از روی درخت نارگیل افتاده است.

 

******************

 

او از همه شکوه و شکایت دارد

از دست خودش فقط رضایت دارد

در گوشه خانه می نشیند تنها

چون جغد به تک نشینی عادت دارد

 

******************

 

ساعتی از ته دل می نالید

که بسی زنگ زدم در عالم

خواب سنگین چه فراوان دیدم

اهل بیدار شدن اما کم

 

******************

 

اتل متل یه مورچه

قدم می زد تو کوچه

اومد یه کفش ولگرد

پای اونو لگد کرد

مورچه پا شکسته

راه نمی ره نشسته

با برگی پاشو بسته

 نمی تونه کار کنه

دونه هارو بار کنه

 تو لونه انبار کنه

مورچه جونم تو ماهی

 عیب نداره سیاهی

 خوب بشه پات الهی 

 

******************

 

من ساده و بی رنگم 
من عاشق دلتنگم 
صدبار بزن ، قطع کن ، من عاشق تک زنگم 

 

******************

 

از دست زمانه تیر باید بخوری
دائم غم ناگزیر باید بخوری
گفتم به تو عاشقی مکن، کار تو نیست
بچه! تو هنوز شیر باید بخوری!

 

******************

 

شتر در خواب بیند پنبه دانه 
کچل را حسرت مو هست و شانه

 

******************

 

پیری دیدم قباله ای در د ستش
یک تیشه و چمچه ،ماله ای در دستش
می آید و باوقارو هشتاد و سه سال !
دست زن بیست ساله ای در دستش !

 

******************

 

زان روز که این زمانه افراشته اند !
تخم بدی و جنگ و جدَل کاشته اند !
یک عدّه فقیر زاده اند از مادر 
یک عدّه همیشه خورده و داشته اند !!

 

******************

 

این زندگی پُر غم ِ ما آسان باد !
این سفره ی ما پُرازبرنج و نان باد !
یارانه ی ما قطع نماید هرکس 
تا آخر عُمربی زن و تنبان باد !




مرتبط با : احوالات طنزینه
نویسنده : admin
تاریخ : 1393/06/17
زمان : 19:41
من: :(((((((
( نظرات ) |

سر ناهار قهر کردم با گریه رفتم تو اتاقم درو قفل کردم، بعد از چند دقیقه دیدم داداشم اومده در میزنه!! فکرکردم میخاد دلداریم بده ؛ میگم چیکار داری؟
میگه بقیه ی ناهارتو نمیخوری؟
 
بیا به اینا بگو که نمیخورى اینا نمیزارن ناهارتو بخورم
من: :(((((((
ناهار: :))))))


مرتبط با : احوالات طنزینه
نویسنده : admin
تاریخ : 1393/05/28
زمان : 22:20
آخرین جملات یک سوسک هنگام کشته شدنش توسط یک مرد:
( نظرات ) |

آخرین جملات یک سوسک هنگام کشته شدنش توسط یک مرد:

بکش… آررره بیا منو بکش تو حسودیت می‌شه

از اینکه زنت ازمن می‌ترسه ولى از تو نمی‌ترسه

مرتبط با : احوالات طنزینه
نویسنده : admin
تاریخ : 1393/05/28
زمان : 17:43
شباهت زندگی من و انیشتین
( نظرات ) |


شباهت زندگی من و انیشتین در اینه که هر دو بچگی هامون خنگ بودیم ولی خب از وسط های بیوگرافیمون به بعد یه کم

متفاوت می شه...



مرتبط با : احوالات طنزینه
برچسب ها : جوک-اصن یه وضی-دختر خانوما-طنز های سیاسی طنزینه-پراید-عکس های طنزینه-دقت کردین-
نویسنده : admin
تاریخ : 1392/11/12
زمان : 19:25
من دیگه حرفی ندارم
( نظرات ) |

دو ساعت واسه بابام توضیح دادم که آره اگه شیشه جلو ماشین پایین باشه چون باد از روبه رو میاد شتاب ماشین رو میگیره و مصرف میره بالا،دقیقا این کار ضررش از روشن کردن کولر بیشتر مصرف داره.پس شیشه بالا که کولر بزنیم؟
دم بابام گرم،وقتی فهمید که منطقی میگم گفت شیشه عقب هم بیار پایین تا باد بره بیرون شتابو نگیره.
از این همه درک من که دیگه گرمایی حس نکردم.


مرتبط با : احوالات طنزینه
برچسب ها : دقت کردین-جوک-جالب-فک فامیله داریم-پراید-طنز خاطرات جبه ها-داستان طنز-
نویسنده : admin
تاریخ : 1392/09/30
زمان : 13:03
خداییش شما بگین فک و فامیله ما داریم؟؟!!!!
( نظرات ) |

خاستگار اومده خونمون بابام میگه خون گرمی پسرتون برا ما خیلی مهمه مثلا شما دوتا گوسفند رو در نظر بگیرین که می خوان باهم زندگی کنن!!!!
پسره ی بدبخت نفهمید از کجا خورده
 منم که تا نصف شب به گوسفند مورد علاقه ام فکر می کردم!!!!!


مرتبط با : احوالات طنزینه
برچسب ها : احوالات طنزینه-ترول-عکس های طنزینه-جملات زیبا-طنز های سیاسی طنزینه-فقط ایرانی-دکتر شریعتی-
نویسنده : admin
تاریخ : 1392/09/30
زمان : 12:57
اصن ی وضی...
( نظرات ) |

تجربه به من ثابت کرده هرچی مطب یه خانوم دکتر دندونپزشک شیکتر باشه و خودش هم هرچه زیباتر و باکلاس تر باشه و ملیحتر لبخند بزنه
وحشیانه تر کارشو انجام میده...ایندفه میخام برم پیش یه دکتره مرده و کچله و چاقه ومطبشم دربو داغونه.


مرتبط با : احوالات طنزینه
برچسب ها : احوالات طنزینه-ترول-عکس های طنزینه-جملات زیبا-طنز های سیاسی طنزینه-فقط ایرانی-دکتر شریعتی-
نویسنده : admin
تاریخ : 1392/09/30
زمان : 12:55
قبول دارین عایا؟!
( نظرات ) |

لامصب تا یکی از چشمت میفته ، یکی دیگه میپره رو چشمات!

قبول دارین عایا؟!


مرتبط با : احوالات طنزینه
برچسب ها : داستان طنز-دکتر شریعتی-جالب انگیز-داستان طنزینه-فک فامیل داریم-جملات کوتاه-فقط ایرانی-
نویسنده : admin
تاریخ : 1392/09/29
زمان : 14:04
پر ارامش ترین حرف
( نظرات ) |

لای کتابم باز نکردم چیست؟
.
.
.
.
.
یکی از پر ارامش ترین حرف موقع دلگرمی دادن به بغل دستیت سر جلسه امتحان!!


مرتبط با : احوالات طنزینه
برچسب ها : فقط ایزانی-دختر خانوما-اصن یه وضی-طنز های سیاسی طنزینه-فکاهی طنزینه-پسته-
نویسنده : admin
تاریخ : 1392/09/29
زمان : 14:02
مسیر زندگیمون مشخصه...نه؟
( نظرات ) |

تلویزیون داره میگه :
جوونا باید مسیر زندگیشونو مشخص کنن تا موفق بشن ...
یهو مامانم برگشته میگه :
مسیرشون مشخصه دیگه ...
اینترنت ..آشپزخونه...
اینترنت...دستشویی...
اینترنت...تخت خواب ...!!!


مرتبط با : احوالات طنزینه
برچسب ها : اصن یه وضی-اینترنت-احوال ماها-طنز-طنز های سیاسی طنزینه-فکاهی طنزینه-پسته-
نویسنده : admin
تاریخ : 1392/09/29
زمان : 13:58
ادامس موزی
( نظرات ) |

برای بچه دوستم ادامس موزی خریدم ،
.
.
.
.
.
.
.
.
برگشته میگه : من ادامس تریدنت میخوام !
والا ما بچه بودیم لاستیك میجویدیم بجای ادامس :))))



مرتبط با : احوالات طنزینه
برچسب ها : یچه های الان-گودزیلا-اصن یه وضی-آدامس-طنز-خنده-شوخی-
نویسنده : admin
تاریخ : 1392/09/29
زمان : 13:37
اصن ی وضی...
( نظرات ) |

رفتم کلانتری میگم گوشیم رو گم کردم !

میگه کجا گم گردی ؟

میگم پارک !

میگه چرا رفتی پارک ؟

اصلا با کی رفته بودی ؟

گروهبان صفدری آقا میرن بازداشتگاه !!!



مرتبط با : احوالات طنزینه
برچسب ها : طنز طنزینه-طنز-جالب انگیز-فقط ایرانی-جملات کوتاه-شادی-جالب-
نویسنده : admin
تاریخ : 1392/09/26
زمان : 14:57
ایا؟
( نظرات ) |

آیا از صبح تا شب در دهکده طنز و اینترنت علاف هستید؟

آیا هر روز شما مثل روزهای دیگر است؟

آیا هیچ پیشرفتی ندارید؟.

.

.

.

.

ما هیچ پیشنهادی برای شما نداریم!!

خدا شاهده ما هم مثل شماییم



مرتبط با : احوالات طنزینه
برچسب ها : طنز طنزینه-طنز-جالب انگیز-فقط ایرانی-جملات کوتاه-شادی-جالب-
نویسنده : admin
تاریخ : 1392/09/26
زمان : 14:53
اصن ی وضی...
( نظرات ) |


مورد داشتیم یکی از دخترای دانشگاه «که نمیخوام اسمشو ببرم»
از یکی از دوستام «که اسم اونم نمیخوام ببرم» پرسید
سر این فلش مموری های USB اگه روش نباشه ویروسی میشه ؟؟؟
دوستم با خونسردی کامل گفت: ویروسی که نه ولی امکان داره اطلاعاتش بریزه بیرون !!!
دختره: واااااااااااااااااایییییی برم عکسامو جمع کنم

من به عنوان شاهد عینی


مرتبط با : احوالات طنزینه
برچسب ها : لطیفه-اصن یه وضی-شادی-جملات کوتاه-جوک-احوالات طنزینه-جملات زیبا-
نویسنده : admin
تاریخ : 1392/09/26
زمان : 14:35
اصن ی وضی...
( نظرات ) |

به بابام می گم از این دنیا خسته شده ام میخوام خودمو از پنجره پرت کنم پایین

میگه نه ، اینکارو نکنیا

توری پاره می شه پشه میاد تو

من خودم میدونم که سره راهیم نیازی به تاکید نیست



مرتبط با : احوالات طنزینه
برچسب ها : دختر خانوما-طنز خاطرات جبه ها-دکتر شریعتی-جالب-داستان طنز-طنز های سیاسی طنزینه-ترول-
نویسنده : admin
تاریخ : 1392/09/26
زمان : 14:18
اشتیاقت کشت ما را !
( نظرات ) |

دوستم بهم گفت : نمیتونى تصور کنى چقدر مشتاقم هفته ى دیگه بیام فرودگاه استقبالت

گفتم : نه بابا نمیخواد زحمت بیوفتی

گفت : باشه ، پس رسیدى زنگ بزن

اشتیاق

فرودگاه

من

دوستم

بازم من



مرتبط با : احوالات طنزینه
برچسب ها : دختر خانوما-طنز خاطرات جبه ها-دکتر شریعتی-جالب-داستان طنز-طنز های سیاسی طنزینه-ترول-
نویسنده : admin
تاریخ : 1392/09/26
زمان : 14:15
اندر احوالات بیرون عذا خوردن ما
( نظرات ) |

بیرون غذا خوردن ما به این صورته که :

همیشه میریم رستوران قیمت ها رو نگا میکنیم ، بعد میریم فلافلی !



مرتبط با : احوالات طنزینه
برچسب ها : اصن یه وضی-جالب-عکس طنز-دکتر شریعتی-عکس های طنزینه-جملات کوتاه-فیلم های طنزینه-
نویسنده : admin
تاریخ : 1392/09/25
زمان : 11:51
کار امدترین راه رسیدن به اهداف
( نظرات ) |

توجه کنید که :

صرفا کافی‌ست چیزی را نخواهید

به آن می‌رسید ! :))



مرتبط با : احوالات طنزینه
برچسب ها : اصن یه وضی-جالب-عکس طنز-دکتر شریعتی-عکس های طنزینه-جملات کوتاه-فیلم های طنزینه-
نویسنده : admin
تاریخ : 1392/09/25
زمان : 11:41
خدایا این شادی هارو از ما نگیر :))
( نظرات ) |

مامانم تازه یاد گرفته اس.ام.اس بده

واسم نوشته : آیا برای ناهار می آیی؟

جواب دادم :آری می آیم!

نوشته :از خودت مراقبت کن!

جواب دادم :مادر تو را بسیار دوست دارم!

نوشته :فرزند صالح گلی است از گلهای بهشت!

خدایا این شادی هارو از ما نگیر :))



مرتبط با : احوالات طنزینه
برچسب ها : فیلم های طنزینه-جالب انگیز-احوالات طنزینه-طنز های سیاسی طنزینه-عکس طنز-طنز خاطرات جبه ها-باحال-
نویسنده : admin
تاریخ : 1392/09/24
زمان : 13:06
اصن یه وضی
( نظرات ) |

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺳﺲ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﺗﻮ ﺳــﻮﭖ 

ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﮔﻔﺖ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺑﭽﻪ ﺭﻭ ﺷﻔﺎ ﻧﻤﯿﺪﯼ ﺧﻮﺏ ﺷﻪ؟؟؟ 

ﺁﺧﻪ ﭼﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯿﺖ ﮐﻢ ﻣﯿﺸﻪ؟!؟!؟

.

.

ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺑﺎ ﺳﻮﺯ ﮔﻔﺖ ﺟﯿﮕﺮﻡ ﺁﺗﯿﺶ ﮔﺮﻓﺖ

خﻮﺩﻣﻮ ﺭﻭ ﻭﯾﻠﭽﺮ ﺑﺎ ﺩﻫﻦ ﮐﺞ ﺗﺠﺴﻢ ﮐﺮﺩﻡ 
:: موضوعات مرتبط: نمکستون

مرتبط با : احوالات طنزینه
برچسب ها : فیلم های طنزینه-فک فامیله داریم-طنز خاطرات جبه ها-جملات زیبا-دکتر شریعتی-جالب-عکس های طنزینه-
نویسنده : admin
تاریخ : 1392/09/22
زمان : 15:49
:: و باز هم خیابانی بزرررررگ
:: دانشگاه ادیسون شمال!! ازدست ندین
:: خیلی دلم برات تنگ شده…
:: ((این خبر اینقدر طنز بود که ما رو هم وادار کرد که در قسمت دسته بندی فقط در ایران طنزمان قرارش بدیم))
:: ((این خبر اینقدر طنز بود که ما رو هم وادار کرد که در قسمت دسته بندی فقط در ایران طنزمان قرارش بدیم))
:: ﺩﯾﺸﺐ ﺩﺯﺩ ﺍﻭﻣﺪ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ..
:: تـا حـالـا “خـودکـار” از آخـر بـه اول خـونـدی
:: وقتی خدا امر کند، حتی شیطان هم فرمان می برد.
:: ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺩﺭ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯾﻢ ﮔﯿﺘﺎﺭ می زﻧﻢ
:: ﻫﺎﯼ اونی ﮐﻪ ﻧﺼﻒِ ﺷﺐ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﻭ ﺭﻭﯼ ﺑﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻕ ﻣﯿﺬﺍﺭﯼ ﻭ ﻣﯿﺮﯼ !
:: ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﻻﮎ ﭘﺸﺖ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﻧﻪ ؟
:: ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ
:: من از بچگی 1 ستاره رو توی اسمون نشون کرده بودم و
:: اقا ما کل سریال انقلاب زیبا رو دیدیم ولی نفهمیدیم کی بالاخره جابر رو کشت؟
:: زنو شوهره شب جمعه میرن رو کار مث خر میکردن همو ...
:: ﺩﯾﺸﺐ ﺳﻮﺍﺭ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﺑﻮﺩﻡ
:: سریال دردسر های عظیم هم سوتی داد :|
:: ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻗﺎﺩﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﺁﺭﻧﺞ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻟﯿﺲ ﺑﺰﻧﺪ؟؟؟؟
:: مجری: پسرعمه تو چرا انقدر خرابکاری میکنی؟
:: دختره 10 سالشه پست گذاشته:




( تعداد کل صفحات: 30 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]





قالب وبلاگ

قالب میهن بلاگ

بازی آنلاین

آپلود سنتر

آپلود عکس