تبلیغات
طنزینه - یه روز سه تا بنده خدا نشسته بودن جایی

یه روز سه تا بنده خدا نشسته بودن جایی
( نظرات ) |

یه روز سه تا بنده خدا نشسته بودن جایی، یکیشون یه عدد میگفت بعد همه شون هرهر میخندیدن و ریسه می رفتن.
یه نفر می رسه میگه آقا قضیه ی این عددا چیه؟
میگن ما حال نداریم جوکها رو کامل تعریف کنیم واسه ی هر جوک یه عدد گذاشتیم. وقتی یکیمون اون عدد رو میگه ما یاد اون شماره جوک میفتیم و میخندیم
بهش میگن حالا تو یه عدد بگو. یارو میگه ۳۷
یهو هرسه تا میزنن زیر خنده از شدت خنده اشکشون در میاد میگن ای ول دمت گرم این یکیو تاحالا نشنیده بودیم


نویسنده : admin
تاریخ : 1393/06/18
زمان : 19:51



و اما نظر شما...
BHW 1396/01/24 05:43
Great beat ! I would like to apprentice while you amend your website, how could i subscribe for a blog web site?
The account helped me a acceptable deal. I had been tiny bit acquainted of this your broadcast
offered bright clear idea
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
:: و باز هم خیابانی بزرررررگ
:: دانشگاه ادیسون شمال!! ازدست ندین
:: خیلی دلم برات تنگ شده…
:: ((این خبر اینقدر طنز بود که ما رو هم وادار کرد که در قسمت دسته بندی فقط در ایران طنزمان قرارش بدیم))
:: ((این خبر اینقدر طنز بود که ما رو هم وادار کرد که در قسمت دسته بندی فقط در ایران طنزمان قرارش بدیم))
:: ﺩﯾﺸﺐ ﺩﺯﺩ ﺍﻭﻣﺪ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ..
:: تـا حـالـا “خـودکـار” از آخـر بـه اول خـونـدی
:: وقتی خدا امر کند، حتی شیطان هم فرمان می برد.
:: ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺩﺭ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯾﻢ ﮔﯿﺘﺎﺭ می زﻧﻢ
:: ﻫﺎﯼ اونی ﮐﻪ ﻧﺼﻒِ ﺷﺐ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﻭ ﺭﻭﯼ ﺑﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻕ ﻣﯿﺬﺍﺭﯼ ﻭ ﻣﯿﺮﯼ !
:: ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﻻﮎ ﭘﺸﺖ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﻧﻪ ؟
:: ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ
:: من از بچگی 1 ستاره رو توی اسمون نشون کرده بودم و
:: اقا ما کل سریال انقلاب زیبا رو دیدیم ولی نفهمیدیم کی بالاخره جابر رو کشت؟
:: زنو شوهره شب جمعه میرن رو کار مث خر میکردن همو ...
:: ﺩﯾﺸﺐ ﺳﻮﺍﺭ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﺑﻮﺩﻡ
:: سریال دردسر های عظیم هم سوتی داد :|
:: ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻗﺎﺩﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﺁﺭﻧﺞ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻟﯿﺲ ﺑﺰﻧﺪ؟؟؟؟
:: مجری: پسرعمه تو چرا انقدر خرابکاری میکنی؟
:: دختره 10 سالشه پست گذاشته:



قالب وبلاگ

قالب میهن بلاگ

بازی آنلاین

آپلود سنتر

آپلود عکس